تمام ,تموم ,عاشق ,خسته ,میکنی ,همین
اخرین جمعه ی آزادی تموم شد:))
طول این هفته خیلی خسته کننده بود:((
امشب که آن شدم دیدم 14تا وب آپ کردن اون همیشگیا رو خوندم یه سریا هم طولانی بود ببخشید:(
از اونجایی که امشب یهو دوباره افکار هجوم اوردن پست میذارم وگرنه امروز کلا روز خوبی بود رو مودِ اینطور نوشته ها نبودم:)
پاییز که میاد با خودش برای من کلی خاطره ی تلخ میاره که باعث میشه یهو افکارم خسته بشند:( روحم یه جورایی خسته بشه:( خودم هم خسته بشم:(
ولی بااین حال عاشق این فصلم:)
عاشق تمام بارونایی که میاد:)) تموم برگایی که میریزه:)) تموم شادیای باهم بودنامون:)) تمام استرس امتحانا:)
تموم وقتایی که دستام تو جیبم بود و با یه ذهن پراز فکر فقط دلم میخواست کاش مسیر طولانی تر بود و بیشتر فرصت بود واسه مقابله با هجوم یه سری افکار:)
من عاشق فصل پاییزم با تمام سرد بودناش با تمام شبایی که ساعت 8شب صندلی اخر اتوبوس با اهنگای مهدی جهانی و علیشمس میگذره:( با صدای احسان و...میگذره:))
"خستم از خیابون و پیاده رو هاش ازت که خواسته بودم مراقبم باش
خستم از این همه کشیدن نصف شب از خواب پریدن
بارون و تهران،هدفون و اهنگ چرا تو بی من نمیشی دلتنگ"
"
الان دارم به این فکر میکنم که من بااینکه ادم مودی نیستم ولی همیشه از اواسط آذر ماه تا اواسط دی ماه کلا از این رو به اون رو میشم:/ تو این بازه ی زمانی واسه تمام کسایی که منو میشناسن غیرقابل تحمل میشم:(
خودم هم نمیفهمم دلیلش چیه یعنی همیشه به این فکر میکردم که از بس همیشه تو همین یکماه اتفاقای بد برام افتاده اینجور مواقع یهو تمام قسمتای مغزم شروع به سرکشی میکنن
ولی بهونه تا کی؟ چقدر اطرافیانم بامن کنار بیان تو این مدت؟چقدر اونا سازش کنن؟ اخه الکی که نیست
همیشه وقتی نمیتونی دلیل اصلی حالتتو بفهمی واسه اینه که نمیخوای که بفهمی،فهمیدنش برات سنگینه،دست به انکارش میزنی،بعدم خوداگاه اون انکار ناخوداگاه رو انکار میکنی:(
چون نمیخوای قبول کنی دلیلش اون چیزیِ که فکر میکنی برا همین دلایلی میاری براخودت که ظاهرا قانع میشی اطرافیانتو قانع میکنی:( ولی هربار باتکرار اون دلیل برای دیگران یه صدایی از اون تو میگه هـــــــــه واقعا؟برای همینه؟
و اونوقتِ که میخوای اون صدای لعنتی رو خفه اش کنی:/
درهرصورت من هم نمیفهمم هم نمیخوام بفهمم که چرا تو این بازه زمانی حالم دراین حد خرابه و اعصابم در این حد نابوده:/ و از الان کابوس اون ماه رو دارم:/ چیکار کنم که کسی نرنجه؟
و باز همه تلاشمو دارم میکنم که بپذیرمش:/ ولی بازم توی جنگ دوتا شخصیت داخلی همیشه اونی میبره که میگه قضیه رو موکول کن به بعد:(
با تمام این حسا و افکار من عاشق پاییزم:)
بهترین تجربه های زندگیم از همین پاییزه:)
و بهترین افراد زندگیم پاییزی هستن:) کلا من روااانیِ متولدین آذرم:)
منبع اصلی مطلب : SILENCE
برچسب ها : تمام ,تموم ,عاشق ,خسته ,میکنی ,همین
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : اخــــــــرین:)